زنگ انضباط اجتماعي در دبيرستان علامهحلي تهران نواخته شد.
در روز يكشنبه مورخ
11/7/89 با حضور سردار مؤمني رئيس پليس راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي،
دكتر يزداني معاون پرورشي و تربيت بدني وزير آموزش و پرورش، دكتر غفاري
رئيس سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان، آقاي بنيادي معاون پرورشي و
تربيت بدني اداره كل آموزش و پرورش تهران، سركار خانم سويزي مشاور بانوان
وزير، سركار خانم ماجدي رئيس منطقه 11 آموزش و پرورش، دكتر خاني شهردار
منطقه 11 و جمعي ديگر از مسؤولين نيروي انتظامي و آموزش و پرورش زنگ
انضباط اجتماعي نواخته شد.
در اين مراسم طي سخناني سردار مومني و دكتر يزداني به مسئله ضرورت تعامل پليس و آموزش و پرورش در مسائل اجتماعي پرداختند.
سپس مديريت محترم دبيرستان علامهحلي تهران ضمن خيرمقدم به ميهمانان عزيز سخناني را ايراد فرمودند كه متن آن در ادامه ميباشد.
«نور چشمان رهبري»
حيات سازمان ملي
پرورش استعدادهاي درخشان به دو مقطع زماني قبل و بعد از انقلاب شكوهمند
اسلامي بازميگردد. مرحله نخست از سال 1346 در دبستان هشدار با 14
دانشآموز دختر و 6 دانشآموز پسر در منطقه 6 تهران آغاز به كار نموده.
مرحله دوم پس از
انقلاب اسلامي در سال 1358 با تصويب دولت موقت ادامه فعاليت در فراز و
نشيبها و ادغامها و استقلالها به سال 1389 رسيده است.
در اين ساليان دراز
حول دو هدف اصليِ تأسيس سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان كه يكي
شناسايي استعدادها با رويكرد توجه به مناطق محروم و ديگري پرورش استعدادها
در سطوح مختلف تحصيلي بوده است، به انجام وظيفه پرداخته ....
اما بعد:
دغدغه داشتن، در مورد
سرمايههاي فكري و علمي هم مبناي ديني دارد و هم مبناي عقلي. دين مبين
اسلام در آيات و روايات و سننِ معصومينِ خود همواره به جايگاه رفيع
علمآموزي پرداخته تا جايي كه عقل را رسول باطني ميخواند،
«هَلْ يَسْتَوي الّذيِنَ يَعلَمُونَ وَ الَّذيِنَ لاَيَعْلَمُون»
از جهت عقلي نيز، اظهر من الشمس.
با اين مقدمه كوتاه ميخواهيم به علامهحلي در ميان مراكز سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان بپردازيم.
مركز آموزشي علامه حلي بهعنوان افتخار سازمان، پايتخت و كشور عزيزمان گرديده و به انجام تكليف و رسالت خود به نحو احسن پرداخته است.
مگر تأكيد بر شعار
«ما ميتوانيم» نبود كه اين ملت را از بندهاي رژيم ستمشاهي رهايي بخشيد.
اكنون چالش بزرگ دنياي استكباري چالش با ملتي است كه «توانستن» را در حوزه
فنآوريهاي پيشرفته تجربه كرده است.
علامه حلي گفت «ما ميتوانيم» و توانست.
ايران را همين
جوانها به اين وادي عزت كشاندهاند. اين يافتهها را به كسي هديه
نميكنند. سالها غرب را اكسير حياتبخش ميدانستيم و حال خود با گامهاي
خويش براي تثبيت «استقلال سياسي در جهان بيعدالت امروز» بهسوي «استقلال
علمي و بومي كردن آن» ميرويم.
در طي اين ساليان هيچ
دغدغهاي در كشور را از شرح وظايف و تكليفمان خارج ندانستهايم. در سنگر
علم و دانش بهعنوان برترين مدارس آسيا و در كرسيهاي علمي جهان بهعنوان
رسولان انقلاب به صدور انقلاب پرداختهايم.
² در طول دفاع مقدس كه صفي طولاني در مقابل همت ما ايستاده بود، سه شهيد بزرگوار تقديم ملت شريف نموديم.
² در ايام ديماه سال
1366 دبيرستان علامه حلي بهعنوان پشتيباني از عزيزان رزمنده مبدل به مكان
بازسازي و شستشوي صدها پتوي شيميايي گرديد و يكي از عزيزان كه امروز از
خدمتگزاران به اين نسل ميباشد، آلوده به سم بدخواهي خسممان گرديد.
² در سال 82 در اولين ساعات حادثه بم، كارواني از دانشآموزان، همكاران و فارغالتحصيلان دبيرستان به ياري زلزلهزدگان شتافتند.
² در آذر ماه 83 به
نقل از روزنامه جمهوري اسلامي 400 دانشآموز اين دبيرستان اقدام مؤسسه
نشنال جنوگرافي در جعل بزرگ نام خليج هميشه فارس عكسالعمل شاياني به خرج
دادند.
² در سال 89 در
مسابقات ربوتيك سنگاپور در زمان مواجهه با تيم رژيم اشغالگر قدس، اين
فرزند ناخلف صهيونيسم و استكبار جهاني اسرائيل منحوس را به رسميت نشناخته
و مقام اولي اين مسابقات را رها نموده، ليكن در عرصه امتحان بزرگ الهي در
پيشگاه ملت شريف و خون شهيدان سربلند بيرون آمدند.
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل
پس از ربع قرن تلاش و
افتخار در عرصههاي علم و ايمان، همين برايمان بس است كه حلاوت سخنان
فرزند زهرا(س) توشهي راه، نور نگاه و آرامبخش جانمان باشد. مجموعهي
سمپاد با محوريت دبيرستان علامه حلي تهران به خود ميبالد آنگاه كه وصف
خود را از زبان رهبر فرزانه انقلاب چنين ميشنود:
به خدمتگزاران اين نسل فرمودهاند:
* مشوق و قدردان و زمينهساز و فراهمكنند وسايل اصحاب استعداد باشيم والا اين استعدادها هدر ميروند.
* ما احتياج به استعدادهاي درخشان در همه رشتهها داريم ... ميدان را جلوشان باز نگهداريد ... اين تكليف مسئولان را سنگين ميكند.
به جوانان قرآني سمپاد ميفرمايند:
* شما تيزهوشها، شما با استعدادها، مشعل قرآن را در دلتان نگهداريد.
به سياهنمايان در خصوص فرار مغزها ميفرمايند:
* عليرغم سياهنماييها، رَقَمِ عظيمي از صاحبان استعداد بالا با همه وجود مشغول كارند.
به كساني كه اين نحوه پرورش استعدادها را خلاف عدالت ميدانند، ميفرمايد:
* اين نحوه آموزش و
پرورش خاص را باعث ضايع شدن استعدادها نميدانند و آنگاه كه ملاك پرورش
استعداد باشد ولاغير آن را عين عدالت ميداند.
برندگان المپيادها و رتبههاي نخست آزمونهاي سراسري را:
* مايه لذت و خوشحالي و آن را خير كمي نميدانند.
به جوانان صاحب هوش وافر و استعداد بالا ميفرمايند:
* اين خصيصه يك ثروت معنوي و يك سرمايه است.
اين جوانان صاحب انديشه و هوش و استعدادها را:
* فرزندان خود مينامند.
در توصيههاي اخلاقي متعدد به اين نسل صاحب استعداد ميفرمايند:
* اين استعدادها يك ذخيره و وديعه الهي است. از آن نگهداري كنيد.
* عزيزان من، شماها نخبهايد، عزيزيد و نور چشم ما هستيد اما يادتان باشد هرچه عالمتر و نخبهتر ميشويد، متواضعتر شويد.
راستي چقدر پس از اين
همه فرمايش به خود ميباليم كه مورد عنايت ايشانيم. خدا كند بتوانيم
قدردان اين همه سخاوت و تمجيد، آن هم از سوي ولي امرمان باشيم.
ما از شراب لعل به همت گذشتهايم سيـلابگير نيـست زميـن بلند مـا
يا علي مدد